تبليغاتX
پاورقی
 خاتمی و موسوی
سلام

سلام به همه کسانی که قلبشان برای ایران می تپد

سلام به همه کسانی که به دنبال حق و عدالت هستن

سلام به آن کسانی که دیروز به قصد راهپیمائی آرام به مسیر انقلاب و آزادی رفته بودند

سلام به همه آن کسانی که با حمله به یک عده مردم بی دفاع منجر به آسیب دیدن آنها شدند

سلام به همه آن کسانی که  خانه خدا (مسجد) را به آتش کشاندند و آنرا به نام مردم تمام کردند

و سلام بر کسانی که شاید امروز زمان بروز حرکاتی هوشمندانه تر از سوی آنهاست 

حرکاتی صلح طلبانه و اندیشمندانه

حرکاتی که منجر به خاک و خون کشیده شدن عده ای بی گناه نشود

حرکاتی که عده ای از خدا بی خبر را مجاز به حمله به مردم بی سلاح نکند

حرکاتی که به اسم وحدت طلبی جامعه را به آشوب نکشاند

و . . .

۱ شنبه آقایان خاتمی و موسوی در نامه های جداگانه ای تذکرات مهمی را به مسئولین حاکم یادآوری کرده اند

نامه ای که برخاسته از نوع اندیشه این دو نفر است

امیدوارم روزی در کشورم شاهد حاکمیت اندیشه باشم

 

در ادامه مطلب نامه این دو عزیز رو حتما بخوانید

 

شاد باشید و آزاد

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در یکشنبه 31 خرداد1388  |
 ببین غرق گناهم
 

خدایا جز تو پناهی نداریم ، به داد این مردم مظلوم برس که به نام تو مشغول تضییع جانشان هستند این از خدا بی خبران

خدایا مکر این مکاران را به خودشان بازگردان که با نام تو مجلس خیمه شب بازی برپا می کنند

.

.

.


خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم‌هاي دگر غير از غم عشقت رها کن
تو خود گفتي که در قلب شکسته خانه داري
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدايا بي پناهم، ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناهست ببين غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده‌ام بسوي آسمانها
که تا پر کشم به باغ غمت رها در کهکشانها

چو نيلوفر عاشقانه چونان مي‌پيچم به پاي تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هواي تو
بدست ياری اگر که نگيری تو دست دلم را دگر که بگيرد ؟!
به آه و زاری اگر نپذيری شکست دلم را دگر که پذيرد ؟!

شعر از زنده یاد قیصر امین پور

 

به امید روزی که سرود پیروزی سر دهیم

شاد باشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در شنبه 30 خرداد1388  |
 وطن
 

دوباره می سازمت وطن

اگر چه با خشت جان خویش

 

دوباره میسازمت وطن …… اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم ……… اگرچه با استخوان خویش

دوباره می گویم از تو گل …………… به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون …… به سیل اشک روان خویش

اگرچه صد ساله مرده ام ………… به گور خود خواهم ایستاد

که بر کنم قلب اهرمن ……………… به نعره آنچنان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز ………………… مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم …………………… کنار نوباوگان خویش

 

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در شنبه 30 خرداد1388  |
 گفته بودم آن مرد آمد . . .

 

پیش نوشت :

به احترام استاد آزادی و آزادگی ، دکتر علی شریعتی ، شما رو به یک دقیقه تفکر دعوت می کنم

شاید این روزها اندیشه شریعتی راه گشای ما باشد

روحش شاد و راهش پر رهرو

 


سلام

فردا رو اگه دوست داشتید می تونید خوب استراحت کنید

می دونم عادت کردین به راهپیمائی های هر روز اونم حداقل  ۴ ساعته

ولی فردا رو استثنائا اجازه دارید استراحت کنید

اما شنبه یه روز تاریخی دیگه رو با هم رقم خواهیم زد

شنبه ساعت ۴ میدان انقلاب

اگه دیر بیاید مطمئنم جا بهتون نمی رسه

امیدوارم هفته خوبی رو پیش رو داشته باشیم

امروز شعله های اتحاد رو در میدان توپخانه همه دیدند

همونطور که در هفت تیر  ، ونک ، انقلاب ، آزادی ، ولیعصر ، میرداماد ، میدان کاج و تمام کوچه پس کوچه های این شهر و حتی کشور در هفته گذشته مشهود بوده

اتحاد پیر و جوون

غنی و فقیر

این وری و اون وری

این اتحاد آدم رو دلگرم می کنه

دلگرم به ادامه

بعله

آن مرد آمد

بعد از بیست سال هم آمد

ولی حالا می فهمیم که درست به موقع آمد

 

به امید پیروزی

شاد باشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در جمعه 29 خرداد1388  |
 دلم بارون می خواد . . .

 

سلام

خیلی نگرانم

نگران آینده

آینده خودم

دوستانم

کشورم

شاید فقط ترانه سیاوش قمیشی مجبورم کرد این دلنگرانی رو با شما عزیزانم مطرح کنم ، بدجوری بردم تو فکر

من رو ببخشید

برای همتون شادی و آزادی آرزو می کنم

 

تو بارون که رفتی ، شبم زیرو رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره ، دلم بی قراره
نه شب عاشقانه ست ، نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه ، دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب ناامیدی
.
.
.
 

پی نوشت :
برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر

بیانیه جدید میرحسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری، در مساجد و تکایا تجمع می کنیم

قلم - مهندس میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای از مردم شریف ایران خواست برای همدردی با خانواده های شهدا و مصدومان وقایع اخیر، روز پنج شنبه با نماد سوگواری در مساجد و تکایا اجتماع کنند. به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است: بسمه تعالی ملت شریف ایران همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. میرحسین موسوی
 
 
خبر تقریبا معتبر اینکه خود مهندس موسوی در مسجد خاصی حضور پیدا می کنند که فردا اون رو اعلام خواهم کرد

بيانيه جمعي از اهالي هنر وفرهنگ كشور

به نام خدا
جمعه بيست و دوم خرداد روز با شكوهي بود . همه بودند . آنها كه هميشه مي آمدند و آنها كه هرگز نيامده بودند . همه محترم بودند. هيچكس خس نبود ، خاشاك نبود .
جمعه بيست و دوم خرداد روز نمايش اعتماد ، آگاهي و عقلانيت ملت و درك صحيح مردم از ارادة دردست گرفتن سرنوشت خويش بود .
1- جامعة هنري ايران همپاي اين جريان تاريخي ، پيشگام حركت سرنوشت ساز انتخابات رياست جمهوري دهم شد و در بستر سازي اين اعتماد عمومي ، به سهم خود تلاش كرد.
2- متاًسفانه در هنگامة تجلي اين ارادة ملي ، جريانهاي شناخته شده اي با سوءاستفاده از امكانات ملي و دولتي به كارگرداني آرا و مديريت آن پرداختند و در يك اقدام ويرانگر تاريخي ، ضربة مهلكي به حقوق مدني مردم وارد كردند و عملاً بخش گسترده اي از جامعة ايران را در آستانة خروج از دايرة اعتماد به نظام قرار دادند.
3- در شرايطي كه بسياري از نخبگان سياسي و فرهنگي كشور به همراه بخش عظيمي از ملت ، در صحت انتخابات دچار تشكيك شده اند ، متاسفانه رسانه ملي ايران به جاي بستر سازي براي رفع نگراني ها و اعتراضات و تلاش جهت شفاف سازي واقعيت ها ، همچنان از مواضع و ادبياتي دور از شان اين ملت بزرگ استفاده مي كند.

جامعة هنري و فرهنگي ايران همگام با خواست و ارادة عمومي ملت كه در راهپيمايي ميليوني آنها تجلي يافته و در اظهارات نامزدهاي معترض منعكس شده است، از تمامي مراجع قانوني و مذهبي درخواست مي كند ، نقش پناه مردم را در اين شرايط خطير ايفا كنند و براي اعادة حقوق از دست رفتة ملت و بازسازي بناي ويران شدة عدالت اجتماعي ، اقدام كنند.
اين جامعة هنري و فرهنگي همچنين از نيروهاي نظامي و انتظامي درخواست مي كند با خويشتن داري و پرهيز از خشونت ، تصويری جوانمردانه و در خور ملت محترم ایران را نزد جهانیان ، به نمايش گذارند .

- هنرمندان امضاء کننده بیانیه بالا


 
|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در پنجشنبه 28 خرداد1388  |
 الله اکبر

 

 

تا مشخص شدن تکلیف انتخابات هر شب سه نوبت بانگ الله اکبر

در ساعات ۲۲ - ۲۳ - ۲۴

 

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در دوشنبه 25 خرداد1388  |
 خانه مادری و پدری در روز مادر

 

به نام خداوند ایثار و انصاف

عشق جاویدان من ، ایران من . . .

خدایا در همینجا در حضور دوستان عزیزم

از بارگاه متعالت تقاضا دارم به این ملت بی پناه ، پناه بدی

از حضورت تقاضا دارم این خاک اهورائی را از چنگال دشمنانت برهانی

ازت خاشعانه می خواهم راه درست را در جلوی پای ما قرار دهی

شاید در این تاریکی و ظلمت تشخیص حق از ناحق برایمان کمی دشوار باشد

خدایا به کسانی مثل موسوی ، خاتمی ، هاشمی و . . . که این مردم هنوز به آنها امید دارند توان مقابله با وضع موجود رو عطا کن

خدایا می دانم بزرگیت را بار دیگر بر همگان اثبات خواهی کرد

به لطفت به شدت امیدوارم

آمین یا رب العالمین


امروز روز میلاد حضرت زهرا و روز زن و مادر است

به نوبه خودم به همه مادران ، زنان و دختران که زنان و مادران آینده هستند تبریک می گویم

امیدوارم به حق همین روز عزیز ، ایران ما از این ظلم و جور رهائی یابد

به شدت طبق حدیث پیامبر معتقدم

" المک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم "

 

شاد باشید و آزاد دوستان پایدار من

 


پی نوشت :

۲شنبه ساعت ۴ بعد از ظهر میدان انقلاب

 

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در یکشنبه 24 خرداد1388  |
 روز سرنوشت

 

امروز ، روز تعیین سرنوشت ایران است

 


رای ما در انتخابات ریاست جمهوری فقط میرحسین موسوی

در انتخابات خبرگان رهبری هم اگر دوست داشتید پیشنهاد می کنم به آقایان موسوی و تسخیری رای بدهید

شاد باشید و آزاد

 

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در پنجشنبه 21 خرداد1388  |
 جمعه سبز

فقط  ۱ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست



سلام

امروز واقعا روز فوق العاده ای بود

بعد ازاون اجتماع میلیونی در خیابان ولیعصر

امروز نوبت برج با شکوه آزادی بود که شاهد فریادهای با شکوه آزادی خواهی مردم ایران باشد

امروز مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی یکپارچه شور و عشق به میهن بود

به عزیزی می گفتم کاش این شور همراه با شعوری بیشتر بود

آن وقت شاید میتوانستیم به آینده بیش از این امیدوار باشیم


هفته گذشته اتفاقات زیادی رو تجربه کرد

شاید ازمناظرات و پیامدها و پس آمدهای آنها بگذریم

- حضور میلیونی در خیابان ولیعصر و میدان آزادی

- نامه سرگشاده آقای هاشمی رفسنجانی به آقای خامنه ای

- برگذار نشدن مراسم احمدی نژاد در مصلا به علت گیر کردن در موج سبز خیابان ولیعصر 

و چند خبرمهم دیگه آدم رو به آینده و به خصوص انتخابات پیش رو امیدوار می کنه


امیدوارم روز جمعه ، روز با شکوه این خاک اهورائی باشه

چند نکته و پیشنهاد در خصوص روز رای گیری :

1- به هیچ وجه به شایعات مبنی بر تحریم حوزه های مساجد و پایگاههای بسیج توجه نکنید , چراکه این کار به راحتی اختیار انجام هر نوع تقلبی رو به دوستان نه چندان عزیز می ده و احتمالا بروز این شایعه کار همان افراد است.

پس لطفا در همه حوزه ها حضور داشته باشید , اعم از مدرسه , مسجد , پایگاه بسیج و... و این موضوع رو به اطلاع دوستان و آشنایانتون برسانید

2- در روز رای گیری به هیچ وجه با المان سبز یانشانه سبز یا با لباس سبز بر سر صندوق حاضر نشید چرا که اگه مسئول رای گیری از نظر شما با خبر شود امکان این را در اختیار دارد که با کار شکنی از به ثمر نشستن رای شما جلوگیری کند ، نظیر ممهور نکردن برگ رای شما به دو مهر که در پائین توضیح میدم ، یااخراج شما از حوزه و...

3- در زمان رای گیری حتما حواستون به این باشه اگه احیانا افراد مسن یا کم سوادی که در حوزه حضور دارند مورد سوء استفاده قرار نگیرند مثلا کسی با هدف نوشتن اسم کاندیدای مورد نظر خودش و به اسم کمک به آن فرد از برگ رای وی استفاده نکند یا اینکه ایشان رادرمدت انتظار در معرض تبلیغات دروغ قرار ندهد تا نظر وی را جلب کند و ....

4- در زمان رای دادن حتما توجه کنیدکه در گوشه برگ رای باید دو عدد مهر نصفه باشد اگر بعد از گرفتن برگ رای مشاهده کردید به هر دلیلی فاقد مهر یا حتی یک مهر است حتما به متصدی اخذ رای مراجعه و موضوع را اعلام کنید . برگهائی که فاقد مهر باشند و یا یک مهر داشته باشند در زمان شمارش آرائ باطل اعلام خواهد شد.

5- هرچند بعید میدانم شایعه در خصوص خودکارهای پاک شونده صحت داشته باشد ولیکن کار از محکم کاری عیب نمیکند و بعید می دانم وزن یک خودکار آنقدر باشد که حمل آن تا حوزه مشکلی را ایجاد کند پس پیشنهادمیکنم علاوه بر اینکه حتمایک خودکار همراه داشته باشید ، اسم کاندیدای مورد نظر خودتون رو کامل ، تمیز و خوانا بنویسید

6- در زمان رای دادن پیشنهاد می کنم بعد از تحویل شناسنامه به مسئولین و گرفتم برگ رای ، هرگزدر نوشتنرای عجله نداشته باشید ، شاید بهتر باشد دقایقی در حوزه حضور داشته و مواظب باشید کسی از آراء افرادی که مثلا کم سواد هستند یا توانائی نوشتن ندارد سوء استفادهنکند یا احیانا اگر کسی مشغول تبلیغ است به مسئولین حوزه اعلام کنید و ای هرنکته دیگر ، البته زمان پیشنهادی من حداقل یک ربع یا نیم ساعت وحتی اگر فرصت دارید بیشتر است. فکر نمیکنم تا زمانی که برگرای در اختیار شماست کسی سعی در اخراج شما از محل انجام بدهد

7- حتما کارت ملی به همراه داشته باشید


امیدوارم جسارت من رو ببخشید

من با عرض پوزش این مطالب رو فقط به جهت یادآوری به سمع  و بصرتون رسوندم

امیدوارم من رو به خاطر این جسارتم ببخشید


به امیدجمعه ای سبز سبز سبز برای مردم ایران

شاد باشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در چهارشنبه 20 خرداد1388  |
 
 

فقط  ۳ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست

 


این روزا خیلی اوضاع احوال شلوغه

بیشتر کسانی که دور و برم هستن سرشار از انرژی و نگرانی هستند

و هر کس سعی می کنه انرژیش رو در راه کم کردن نگرانیش خرج کنه

دیشب مناظره مهندس موسوی به نظرم خیلی عالی بود

هیچ کدوم از اون انتقاداتی که دشمنان و عده ای دوستان موقعیت سنج!!! مطرح می کردند مشاهده نمی شد ( هر چد برای هر کدومش دلالیلی وجود داره که شاید روزی نوشتم )

نه خبری از لرزش صدا بود و نه اثری از بی برنامگی و بی آماری

خیلی دلم می خواد این روزها رو بنویسم

اما عقربه ها مهلت نمی دن

انگار همین دیروز بود که خاتمی با مهندس موسوی سر آمدنش چانه زنی می کرد

بگذریم

شاید بعد از جمعه شیرین این هفته فرصتی برای نوشتن پیدا کنم

 

تا پیروزی فقط یک قدم فاصله است

هر ایرانی یک ستاد رو به هیچ وجه فراموش نکنید

 

خدا با ماست

پس

پیروزی با ماست

 

شاد باشید و آزاد

 

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در دوشنبه 18 خرداد1388  |
 اندکی صبر ، سحر نزدیک است

فقط  ۵ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست




سخت ترین کار دنیا ، محکوم کردن یک احمق است. (وینستون چرچیل)


امیدوارم از مناظرات آقای احمدی نژاد با رقبا کاملا فیض برده باشید

البته آرزو می کنم اسیر دروغگوئیهای رئیس جمهور ایران نشده باشید!!!!


به امید پیروزی

شادباشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در یکشنبه 17 خرداد1388  |
 ده دلیل برای رای دادن به موسوی

 

فقط  ۵ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست

 







اول: موسوی سرمنشاء اصلاح طلبی است، اساسا اندیشه اصلاح از او آغاز می شود و تمام بزرگان اصلاحات کارکنان دولت او بودند، سید محمد خاتمی، ابطحی، کرباسچی، مهاجرانی، همه و همه کسانی بودند که در دولت او تربیت شدند. بعدها موسوی با حذف جریان چپ حاشیه نشین شد. در تمام این سالها موسوی به عنوان نامزد اصلاح طلبان مطرح بود و هست، از انتخابات دوم خرداد تا انتخابات سوم تیر و انتخابات 22 خرداد. موسوی در تمام این سالها در قدرت حضوری بدون جنجال داشت، چنانکه می دانم منتقد دائمی حکومت بود و جز در دولت احمدی نژاد هم در دولت اصلاحات و هم در دولت کارگزاران که از نظر من سرمنشاء اصلاح طلبی بود، حضوری بی جنجال داشت.

دوم: از نظر من اصلاح طلبی نشانه ایدئولوژیک ندارد و در تعریف ادعاهای افراد نمایش داده نمی شود، بلکه به اراده و کردار سیاستمردان بازمی گردد. موسوی خواسته های اصلاح طلبان را مبنی بر تعادل در سیاست بین المللی، مراعات حقوق بشر و شهروندی، حق گردش اطلاعات و آزادی بیان و آزادی های سیاسی و عدالت در توزیع مجدد ثروت را مورد تاکید قرار داده است. به همین دلیل اصلاح طلب است. از سوی دیگر خاتمی رهبر جنبش اصلاح طلبی ایران، مهم ترین احزاب و گروههای اصلاح طلب ایران و هنرمندان و نویسندگان و گروههای مرجعی که به عنوان اصلاح طلب شناخته می شوند، او را اصلاح طلب خوانده و خودش در بیانیه اش تاکید کرد که منش اصلاح طلبی دارد. خاتمی بصراحت و بارها او را به عنوان نامزد اصلاحات معرفی کرد و علاوه بر تمام اینها جو عمومی کشور نیز او را به عنوان نامزد اصلاح طلبی که رودرروی نماینده محافظه کاران( احمدی نژاد) قرار می گیرد شناخته است. شعارهای او همانند دولت فرهنگی به جای فرهنگ دولتی نشانه ای ساده از نگاه اصلاح طلبانه اوست.

سوم:موسوی اصلاح طلبی راستگوست. یکی از مهم ترین مشخصه های موسوی این است که او نه تنها اصلاح طلب است، بلکه تصادفا در میان رهبران سیاسی ایران راستگو هم هست. او کاری را وعده می دهد که می تواند یا می خواهد بکند، او رای نمی خرد و وعده پرداخت پول نمی دهد، او به اعضای ستادش وعده وزارت نمی دهد چون می داند که فلان وزیر اصلا در مجلس هشتم رای اعتماد نمی تواند بگیرد، او پولی برای خرج کردن برای تبلیغاتش ندارد و به همین دلیل بسیاری از حامیانش کسانی هستند که نه تنها پولی بابت حمایت از موسوی نمی گیرند، بلکه هزینه و وقت و حیثیت خود را صرف انتخاب موسوی می کنند. موسوی نفت را به لرها و کویر را به اصفهانی ها و جنگل را به مازندرانی ها و پول نفت را به ایرانی ها و سهام عدالت را به تشنگان عدالت وعده نمی دهد، و اگر چیزی را هم وعده دهد، کاری است که می تواند بکند. موسوی همین که ما را در چهار سال از لجن احمدی نژادی بیرون بیاورد، کاری کرده است کارستان و این از او و تیم اش برمی آید، مردی که در سخت ترین روزهای ایران کاری کرد کارستان و همه چیز نشان می دهد که بهتر از گذشته شده است.

چهارم: موسوی از نظر من انتخابی مطلوب است چون پیروزی با او ممکن است، موسوی توانسته است با کمک جوانان کشور و مردم، موج سبز را به عنوان یک موج قوی پس از مدتها سکوت و سکون پس از چهار سال به راه بیندازد. " ما" با حمایت از موسوی امکان پیروزی بزرگ او را فراهم کردیم و این ممکن نبود، مگر با قابلیت های او، کوله باری از تجربه، همسری قابل و اندیشمند که اگر فراتر از خودش نباشد، همسان اوست و این توانایی شان را دو چندان می کند، پاکدستی و ساده زیستی که برای عموم مردم ما اهمیت دارد و از همه مهم تر روبرو قرار گرفتن با نامزد محافظه کاران که به نظر می رسد قافیه را از همین حالا باخته است. موسوی را انتخاب کردیم نه بخاطر اینکه برتری های بسیاری بر کروبی داشت، اگر چه این هم بود، اما، علت اصلی انتخاب موسوی قابلیت های او برای پیروزی در دور اول و بخصوص دور دوم است. موسوی را انتخاب کردیم چون مهم ترین مساله ما حذف و کنار گذاشتن دولت احمدی نژاد به عنوان یک خطر بزرگ جانی و مالی برای مردم ایران است و موسوی می تواند ما را از این خطر نجات دهد.

من شخصا به کروبی با ستاد موجودش احترام می گذارم، اما این ستاد نمی تواند رای اعتماد مجلس هشتم را براحتی بگیرد و از سوی دیگر بخش وسیعی از این ستاد فقط دکوراسیون انتخاباتی است. آقای کروبی هر روز سمرقندی را به خال هندوی خراسانی ها و بخارا را به لرها می بخشد، این آئین پیروزی نیست. پیروزی موجی می خواهد و اوجی. ما سبزها با زحمتی دو سه ساله، با تلاش هر روزه یک سال گذشته و با برنامه ریزی هر روزه موجی را ایجاد کردیم که دولت را نیز وادار به عقب نشینی کرد. این مشخصات موسوی بود که باعث شد که جز یزدی و مصباح و جنتی و نزدیکان احمدی نژاد هیچ یک از طرفداران سنتی دولت نهم و رهبری حاضر نشوند از احمدی نژاد حمایت کنند. این پیروزی روش درست " ما"، خاتمی و موسوی است. ما هم نیروهای مان را بسیج کردیم و هم دست خاتمی و موسوی را باز گذاشتیم تا بتوانند به جذب نیروی انتخاباتی بپردازند. این پیروزی بزرگ ماست. خیابان ها را ما گرفتیم. خیابان هایی که در انحصار احمدی نژاد و نیروی انتظامی بود.

پنجم: معین و کروبی نشان دادند که می خواهند رئیس جمهور اصلاح طلبان باشند، در نتیجه هر دو در دور قبل شکست خوردند و یحتمل دومی در انتخابات اخیر آرایی کمتر از موسوی و احمدی نژاد می آورد و شکست می خورد، اما موسوی و خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلبان نبودند، آنان رئیس جمهور ایران بودند، آنان رئیس جمهور بسیجی ها و چادری ها و نمازخوان ها هم بودند و بسیجی ها، چادری ها و نمازخوانها هم وطنان عزیز ما هستند. اگر احمدی نژاد ساده لوحانه و بی اندیشه به سرنوشت این ملت، آبروی بلند جنگجویان دفاع از میهن را به ثمن بخص فروخت و چفیه آنان را دستمالی برای پاک کردن عینک دودی محافظانش تبدیل کرد، موسوی و خاتمی همواره احترام آن بزرگان را نگه داشتند. میرحسین موسوی تنها نامزد اصلاح طلبان نیست که انتظار داشته باشیم از صبح تا شب از حقوق بشر و نویسنده و حقوق زنان و آزادی فردی و آزادی اجتماعی حرف بزند، او حتما از همه این موضوعات مهم حرف می زند و زده است، اما مخاطب میرحسین مردم عادی این کشورند، همانها که وقتی فیلم شان را می بینیم ممکن است از خود سووال کنیم که اینها دیگر کجا زندگی می کنند؟ میرحسین موسوی سالها اینها را دیده است و باید که امروز هم آنها را ببیند، موسوی باید به اندازه تمام سفرهای استانی احمدی نژاد به شهرها و استانها سفر کند تا به مردمی که چهار سال وعده دروغ شنیده اند و دنبال ماشین رئیس جمهور دویده اند و سوژه تبلیغات سخیف مردکی کوته اندیشه و کوته بین شده اند، بفهماند که رئیس جمهور الزاما دروغگو نیست. و رئیس جمهور الزاما ساده لوح نیست و با آنان چون کودکان سخن نمی گوید. موسوی چهار سال باید وقت بگذارد تا زخم دل مردم را خوب کند.

ششم: میرحسین موسوی در دهه شصت نخست وزیر بود. همزمانی حضور او با دهه خشونت در کشورمان این سووال را در برخی دوستان ایجاد می کند که لابد دولت موسوی عامل همه خشونت های آن دهه بوده است. این تردیدها از آنجا افزون می شود که دوستان تحریمی که هنوز بدهی سنگین شان را در انتخابات نهمین رئیس جمهور به مردم نپرداخته اند، یک باره و به معجزتی سر از ستاد رقیب در می آورند، و یک باره شروع می کنند سووال کردن از دهه شصت انگار که نامزد خودشان متولد دهه هفتاد است. و انگار که هیچ کس از گذشته هیچ نمی داند. فارغ از هر چیز و هر کس دولت میرحسین موسوی در دهه شصت، از سه گروه اصلی تشکیل شده بود، تکنوکراتهای مذهبی، چپ های مذهبی و راست های طرفدار موتلفه و محافظه کار.

تکنوکراتهای مذهبی بعدا به کارگزاران ختم به خیر شدند، چپ های مذهبی اکثرا اصلاح طلب شدند و موتلفه ای ها، جریان اصولگرا- محافظه کار را تشکیل دادند. خشونت اعمال شده در دهه شصت، اعم از برخورد با هر نوع از مخالفان و خشونت اعمال شده در تابستان 67 هیچ ربطی به دولت موسوی نداشت، اداره سیستم قضایی و دادگاه انقلاب تا آمدن آیت الله شاهرودی در انحصار هیات های موتلفه بود و آنان بودند که سیستم قضایی را اداره می کردند. نکته اینکه در این میان جریانهایی مانند آقای کروبی بسیار تندرو تر از موسوی بودند، که طبیعتا آنها هم نقشی در این خشونت نداشتند. البته یادمان نرفته و نمی رود که خشونت دهه شصت خشونت یک دولت یا حکومت ظالم با یک گروه مظلوم قربانی نبود، بلکه خشونت دو گروه علیه همدیگر بود که نیروی غالب نیروی مغلوب را بیشتر کشت و آزار داد و راند. طبیعتا آنکه قدرت غالب یافت ظلم بیشتری کرد. داستانی تلخ بود که آغاز شد و جز باختن سرنوشت دیگری بر پیشانی اش ننوشته بودند. در این میان دولت موسوی به کار مردمان می پرداخت و از مقاومت میهنی حمایت می کرد و نمی گذاشت مردمان گرسنه بمانند.

هفتم: میر حسین موسوی فارغ از همه چیز، یک مدیر موفق بود. او قبل از انقلاب هم مدیر یک شرکت موفق بود و قبل از انقلاب هم یک روشنفکر خلاق بود. موسوی قبل از انقلاب هم مدرن بود و همه همکلاسی های دانشگاهش می دانند که او بیش از هرچیز یک تولید کننده فرهنگی بود، آثارش نگاه مدرن و امروزی به هنر و سینما داشت، از همین رو وقتی همفکرش سید محمد بهشتی مسوول سینمای ایران شد، سینمای ایران بسوی ایدئولوژیک شدن پیش نرفت، بلکه بسوی مدرن شدن پیش رفت.

میرحسین موسوی از نظر من یک مدیر موفق است، حتی اگر هیچ صبغه ای از دین نیز بر او نباشد باز هم یک مدیر موفق است و هر جای دنیا که برود مدیر موفق است. کارنامه اقتصادی او درخشان است و تقریبا هیچ اقتصاددانی نیست که معترف نباشد که سیاست های اقتصادی او در دوران جنگ، مردم ایران را از خطر قحطی و گرسنگی نجات داد. او بزرگترین جنگ پنجاه سال گذشته را با کمترین بحران اقتصادی اداره کرد. در حوزه مسائل سیاسی دوران موسوی پر از تنش بود، اما این تنش ناشی از دولت او نبود، انقلاب عامل اصلی تنش و خشونت سیاسی بود، اما کابینه او، تقریبا تنها کابینه ای بود که جمع نیروهای آن روز جمهوری اسلامی را فراهم می آورد، از راست های موتلفه تا چپ های مجاهدین انقلاب.

مهم این بود که میرحسین موسوی دولتش را خودش اداره می کرد و آیت الله خامنه ای به عنوان رئیس جمهور نقشی در دولت نمی توانست داشته باشد. اما مهم این است که اصولا خشونت دهه شصت ربطی به شخص و گروه خاصی ندارد، حتی به ایران هم ربط ندارد. آن دوران عصر خشونت بود و قضاوت بدون تصور به این مهم، قضاوتی بی پشتوانه است.

از نظر فرهنگی به نظر من دولت میرحسین موسوی با حضور خاتمی در وزارت ارشاد و کارمندانش( ابطحی، کیومرث صابری، تاج زاده، ستاری، خرازی، امین زاده، فریدزاده، بهشتی، انوار، خوشرو و بسیاری دیگر) و حضور محمد هاشمی در صدا و سیما توانست شکوفایی فرهنگی را بخصوص در عرصه هایی مانند سینما و گاه تلویزیون حمایت کند. آنچه موسوی و دوستانش کردند، سیاست رسمی دولت نبود. میرحسین موسوی کسی بود که قبل از انقلاب گروهش فیلم ساختند، در دوران انقلاب سینما مورد هجوم قرار گرفت و هفت سال پس از انقلاب، سینمای ایران با حمایت او جهانی شده بود و یکی از برترین سینماهای دنیا به حساب می آمد و این درست هم بود.

هشتم: زهرا رهنورد یک برگ برنده است، نه برگ برنده ای برای ما حامیان موسوی، بلکه برای زنان ایرانی و برای حیثیت ایرانیان. رهنورد چهره مخدوش شده زن ایرانی را که در دوران احمدی نژاد هزار بار بیشتر آسیب دیده می تواند نجات دهد. او هنرمندی مدرن، استاد دانشگاه و زنی صاحب نظر است. ما یک فرصت بزرگ داریم که این دو انسان والا و ارزشمند را کنار هم ببینیم. مطمئنم که تصویر رئیس جمهور جدید ایران دست در دست همسر هنرمندش می تواند تمام کراهت و سیاهی دست پس کشیدن احمدی نژاد را کمرنگ کند. حضور این دو در کنار هم بی تردید به معنای روشن همدلی رئیس جمهور جدید با مسائل زنان است.

نهم: کروبی مورد احترام من است، نه بخاطر توانایی هایش، بلکه بخاطر شکستن فضای تکروی و ایجاد یک حزب و ستاد نسبتا قوی برای انتخابات، او همتی والا دارد و این همت را می ستایم. اما شک دارم او اندازه رئیس جمهوری مناسب ایران امروز باشد، شاید گفته شود که احمدی نژاد رئیس جمهور بود پس دیگر هر کسی می تواند رئیس جمهور باشد، اما این مزید بر علت است، چرا که وقتی به چشم دیدیم اندازه نبودن رئیس جمهور چه بلایی سرمان می آورد، دیگر حق نداریم سراغ دیگرانی برویم که رئیس جمهور نمی توانند باشند. می خواهم بگویم حتی کرباسچی و مهاجرانی هم اندازه رئیس جمهورند، ولی صد حیف که کروبی با همه سجایای اخلاقی و شجاعتش چنین نیست، بخصوص در موقعیت جهانی.

گروهی از دوستان آدرس می دهند که چون ابطحی زمانی مسوول دفتر خاتمی بود، یا جمیله مهاجرانی همسر وزیر سابق خاتمی بود، یا عباس عبدی که هزار بار از اصلاح طلب بودن عبور و مرور کرد، یا محمد قوچانی که صد هزار بار نوشت که داعیه اصلاحات ندارد، و خود آیت الله کروبی که همواره در مجلس و پیش و پس از آن بارها اصلاحات را لعن و نفرین کرده است، اصلاح طلبند پس باید به کروبی رای داد. در حالی که اولا همه این افراد به این دلیل اهمیت دارند که خاتمی به آنان اعتبار داده است و دوم اینکه وقتی صاحب مجلس خودش پهلوی دست مان نشسته دیگر چه داعیه داریم که برویم به رئیس دفتر سابقش رای بدهیم ولی به خودش ندهیم؟ این چه استدلالی است؟ من بارها گفته ام و می گویم که این افراد بزرگان ما هستند، اما چون که صد آید نود هم پیش ماست، خاتمی دلیلی است که مدلول نمی خواهد. با این دلایل نمی شود به آیت الله کروبی عزیز رای داد.

فرق کروبی و موسوی این است که یکی شان آمده تا کار حزبی کند، اما موسوی آمده تا رئیس جمهور شود، کروبی موفق شده چهل نفر از اصلاح طلبان را با برنامه ای چهار ساله جذب کند، اما 960 نفر اصلاح طلب دیگر طرف موسوی هستند، فرق این دو ستاد فرق جنس اصلی و بدلی است، ستاد موسوی با وجود همه ضعف هایش چون پشتوانه مردمی دارد، توانسته موج بسازد، ولی ستاد کروبی نمی تواند، موج ساختن هنر می خواهد. و از همه گذشته فرق این دو ستاد دقیقا همان فرقی است که میان ساسی مانکن حامی کروبی است با محسن نامجوی حامی موسوی. البته، گفته باشم که استدلال من برای " ما" ست، برای ماهایی که می خواهیم به موسوی رای بدهیم، وگرنه اصولا پیشنهاد می کنم هر دو نامزد تا روز آخر در صحنه باشند و هیچ کس به دیگری بد وی بیراه نگوید و بدگویان را از خود برانیم. مساله این است که ما باید کنار هم باشیم چرا که احمدی نژاد همچنان قدرتی مهم است و هنوز نباید فریب تمام شدن شب و رسیدن سحر را داشته باشیم.

دهم: و آخرین حرف این که انتخابات را با استدلال آغاز می کنند، با منطق پیش می برند، برنامه می دهند، میثاق می بندند، حامیانی جمع می کنند، اما، در پایان کار شور و شوق و احساسات است که انتخابات را پیش می راند. دوستی دارم که دیروز نوشته بود که ما آن موج را ساختیم و آن جو را ساختیم و ساختن آن جو هنر است. او درست نوشته است.

ما، من و بسیاری از دوستداران آزادی و ایران و عدالت و ما مردم ساده، ما مرد نقاش را از خانه در آوردیم و از او خواستیم بیاید و شهرمان را رنگ بزند که از این همه سیاهی خسته ایم، ما از اهانت و تیرگی، از این بافت آزار دهنده زندگی خسته ایم، سبز می خواهیم تا نفس بکشیم، سرخ می خواهیم تا گرم شویم، زرد می خواهیم تا به آفتاب سلامی دوباره کنیم و آبی آسمان را می خواهیم. ما نمی خواهیم پیروز بشویم، ما پیروز شده ایم، شهرها در دست ماست. شهرها همین حالا هم زیر لایه خوشرنگی از سبز انتظار سرآمدن زمستان احمدی نژاد را می کشد. حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد، دستانش را سبز سبز کند و دیوارهای شهر را رنگ کند، ما شهری پر از شور زندگی و رنگ می خواهیم، ما این روزها نیازمند شعر و شور و زندگی و فریاد هستیم تا صدای ساعت را بشنویم و آخرین لحظه ها را انتظار بکشیم، تا ده روز دیگر که صدای ایران را بشنویم که " احمدی نژاد" رفت، حالا دیگر می شود خندید. و چه خنده ها خواهیم زد.

ابراهیم نبوی

دهم خرداد 1388


همچنان معتقدم خدا با ماست

پس در نتیجه پیروزی با ماست

 

شاد باشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در پنجشنبه 14 خرداد1388  |
 تورق روزگار
 

فقط  ۹ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست

 


سلام

متاسفم که زیاد وقت نمی کنم در پاورقی ، ورقی بزنم بر روزگار

البته این روزها زیاد این ورق و آن ورق می کنند

و هر کس سعی می کند از هر ورق فقط آن چیز را که خود می پسندد ببیند و بخواند

اما مطمئنم که در نهایت این مردم هستند که با تکیه بر تمام مطالب آن اوراق سرنوشت را تعیین خواهند کرد

 

به امید پیروزی

شاد باشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در سه شنبه 12 خرداد1388  |
 بله آقا حق با شماست

فقط  11 روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست




بله آقا حق با شماست، موسوی حزب اللهی است و مفتخر به این داستان.
بله قربان متوجه هستم که ایشون هم از سال 67 تا حالا راجع به اعدامها سکوت کردند.
بله آقا بله ایشون به راه امامی بودنشون هم افتخار میکنند.
بله قربان بنده هم متوجه هستم ایشون نسبت به آقا ابراز ارادت کردند.
بله آقا حق با شماست بنده هم ایشون را نماینده افکار خودم نمیدونم.


ولی قربان جسارتا عرض شود که این فقیر برخلاف شما معتقد نیست که اتاق فکر پیچیده و عظیمی پشت این نظام مقدس وجود داره که نشسته طرح و برنامه میریزه تا یک روز خاتمی را از قوطی دربیاره و یک روز احمدی نژاد را، معتقد نیست خاتمی با احمدی نژاد هیچ فرقی نداره چون خودش به چشم خودش دیده که فرق داره.

نه قربان با عرض معذرت بنده با شما موافق نیستم که جمهوری اسلامی و احمدی نژاد چیزهای عجیب و غریبی هستند که معلوم نیست یکی سی سال پیش و یکی چهار سال پیش از کجا در آمدند و مثل بختک روی سرزمین گل و بلبل ما افتادند. موافق نیستم که ایران ما جای بهتری بود برای زندگی که به قول شما این پدرسوخته ها از ما دریغش کردند، موافق نیستم که دموکراسی و عدالت و گل و بلبل که همه ارث پدری ما هستند و حق مسلممون پشت در منتظرند و اینها هستند که راهش را سد کردند.

میدونید قربان اختلاف ما اصلا از همین ارث پدری شروع میشه، از جایی که شما میفرمایید مثل بختک روی ما افتادند و توجه نمیفرمایید احمدی نژادی فقط بروز امروزی یک جریان تاریخیه و یک شبه سبز نشده، تفکری که قرنها وجود داشته و در رقابت با جریان های دیگه و بسته به قوت و ضعف رقبا گاهی بالا و گاهی پایین رفته وحالا هم در اوج قدرته. یکی از جریانهای رقیب هم که اتفاقا رگ و ریشه اونهم در تاریخ پیدا میشه جریانیه که معتقد به انسان محوری و عقلانیته و آرزو داره روزی بر سرزمین ما حاکم بشند و گمان میکنم شما هم خودتون را متعلق به این جریان میدونید، اما لابد تایید میفرمایید که این جریان هرگز نتونسته تفکر غالب در این سرزمین بشه. میبینید آقا، دعوا دعوای تاریخی دو (چند) جریان فکری است، مثل دو (چند) جبهه هوای گرم وسرد که مدام به هم فشار میدهند و سعی میکنند همدیگه را پس بزنند، نه راه حل فوری داره و نه توهم و انکار وجود رقیب (مثل این توهم که ما شایسته حکومتی متفاوت با آنچه امروز داریم هستیم) دردی را دوا میکنه. اگر واقعا فکر میکنید تسلط جریانی بهتره یا معتقدید تسلط جریان دیگری خطرناکه باید بایستید سرجاتون و ناامید نشید.

پرسیده بودید چرا میخواهم رای بدم و به کنایه عتاب فرموده بودید که تا احمقهایی هستند که هنوز رای میدند و نمیفهمند که هر که را بخواهند از صندوق در میاورند وضع ما بهتر از این نمیشه. این داستان از آن روی کردم که عرض کنم؛

به نظرم باید رای داد و امسال باید خیلی هم جدی دیگران را به رای دادن تشویق کرد چون واقعا فکر میکنم که احمدی نژاد نماینده صادق جریانی است که اولا عقلانیت را انکار میکنه و ثانیا برای رسیدن به ایده آلها و آرمانهاش (صرف نظر از اینکه این آرمانها چه هستند) حاضره قانون و اخلاق را زیرپا بگذاره و به نظر من تداوم حکومت چنین جریانی از هر چیز دیگه خطرناکتره. بله با داستان تقلب، خرید و فروش رای، ساماندهی آرا و ... هم آشنا هستم. اما در عین حال یادم هم هست که ما درباره انتخابات فرانسه صحبت نمیکنیم، یادم هست که همه اینها مکانیزمهای کارکرد همان جریانهای تاریخی هستند و جزء قواعد بازی در این سرزمین. کنایه حماقت هم که جدی گرفتنی نبود.

و در آخر پرسیده بودید آیا امیدوارم، چرا دروغ قربان، نه نیستم. امیدوار نیستم، آشفته ام و بیش از آن ترسیده. از رای آوردن دوباره احمدی نژاد میترسم. نه به خاطر اینکه او چهارسال دیگه هم رییس جمهور خواهد بود، نه این دلیل ترس من نیست. چهارسال پیش فردای انتخابات مرحله اول دوستی را دیدم از طرفداران معین، برآشفته، سرخورده و غمگین. افسوسش به خاطر رای نیاوردن معین نبود. اما ناباورانه میپرسید: "علی، یعنی ما در این مملکت فقط دو میلیون نفریم؟ " میترسم که فردای انتخابات بفهمیم چقدر تنهاییم
.

علی‌ برومند 
|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در دوشنبه 4 خرداد1388  |
 نامه ای به محمد جهان آرا

 

فقط  ۱۹ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست

 


سلام محمد آقای جهان آرا

اگر اجازه بدهی بدون احوال پرسی به سر اصل مطلب می روم

چرا که امروز دیگر زمانی برای حال و احوال پرسی نداریم

چرا که امروز تمام چراغهای قرمز آلارم در اتاق کنترل ایران روشن شده است

اما مثل اینکه مسئولین حاکم دچار کوررنگی شده اند

خوب ممد جان نبودی ببینی

نبودی ببینی که پدر سالخورده ات که سه فرزند از دست داده و دو فرزند جانباز دارد در روز ۲ خرداد ۸۸ و درست یک روز قبل از سالروز حماسه آزادی خرمشهر با چه شور و شعوری از میر حسین موسوی حمایت می کرد

نبودی ببینی که خواهران و برادرانت با چه پشتکاری به هر طریقی خود را به ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی رسانده بودند تا شکوه دوم خرداد را بیشتر به رخ بکشند و خاری باشند بر چشم کسانی که دوم خرداد را روز ملی نمی دانند

نبودی ببینی در روزی که هیچ کس نشانی از ترس در چشمانش نبود چگونه همه از ذلت و خواری و حقارت و نکبتی گفتند که در این ۴ سال بر ایران و مردمش تحمیل شده است

آره محمد آقای جهان آرا ، نبودی ببینی در سالنی که جای سوزن انداختن نبود ، ۲۵ هزار نفر چگونه در خواندن "ممد نبودی ببینی" هم نوا شدند 

البته معتقدم شاید جسمت در بین ما نبود ، اما حضورت را می شد احساس کرد

نه فقط حضور تو، بلکه حضور رجائی ، باکری ، همت و زین الدین ، که خانواده هایشان به حمایت از دوم خرداد ، سید محمد خاتمی و مهندس موسوی در سالن حضور داشتند

راستی ممد آقا دیدی هنرمند مو سپید ما کیومرث پور احمد چگونه از اشتباهی گفت که ۴ سال پیش انجام دادیم و منجر به این ذلت شد

راستی دیدی کامبوزیا پرتوی در تمام جملاتش از حقارتی گفت که بر مردم ایران تحمیل شده

دیدی حمید فرخ نژاد چه همزاد پنداری کرد با خاله سوسکه و عادی شدن تو سری خوردن برای ملت ایران از دست هر کس

و مطمئنم دیدی که بهاره و پگاه و لیلی از عشق به مردم و پیروزی مهندس موسوی دم می زدند

امروز خوشحال شدم

خوشحال شدم وقتی دیدم کسی ترسی از دولت سیب زمینی ندارد

خوشحال شدم وقتی دیدم فائزه هاشمی با تمام تخریب هائی که در موردش صورت گرفته در جمع حاضر شد و هشدار داد اگر احمدی نژاد بار دیگر انتخاب شود یقینا احساس امام زمان شدن  خواهد کرد و دیگر کسی جلودار او نخواهد بود

خوشحال شدم وقتی فریاد های نصر و من الله و فتح قریب را می شنیدم

خوشحال شدم وقتی دیدم از کودک ۴ ساله تا پیرمرد ۸۰ ساله با این مشقت به ورزشگاه آزادی آمده بودند برای آنکه فریاد آزادی خواهی سر دهند

و جای خوشحالی داشت که خواهران من چه فیروزه ای و چه غیر فیروزه ای نقش به سزائی در القای شور و شعور و حرکت در این جمع داشتند

و در آخر ابراز خوشحالی می کنم از اینکه ایران مردی دارد به اسم سید محمد خاتمی

مردی دارد که وقتی کلام می گوید مو بر بدن انسان راست می شود

نه از واهمه بلکه از بزرگی

درست مثل تمام مردان بزرگی که وقتی نامشان را می شنویم نا خودآگاه قلبمان می لرزد 

در پایان ممد عزیز از آنجا که می دانم در نزد خدای بزرگ جایگاه رفیعی داری اگر برایت امکان دارد از او بخواه برای پیروزی ، این مردم را رها نکند

از او بخواه مکر مکاران را به خودشان بازگرداند

از او بخواه ما را یاری کند تا ایران اهورائی را از چنگال این افراد منفعت طلب رهائی بخشیم

 

به امید پیروزی

یک عاشق میهن

محسن

شاد باشی و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در یکشنبه 3 خرداد1388  |
 کارن و انتخابات

 

فقط ۲۰ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست

 


نظر سنجی اینترنتی انتخابات دهم


 ۱- ما و کارن ( موچول سابق)

 امروز (جمعه) جاتون خالی از نزدیک با کارن کوچولو یا همون موچول سابق ملاقات داشتیم

مرد کوچولوئی که هنوز نمی دونه پای کوچولوش رو به چه دنیائی گذاشته

مرد کوچولوئی که پدر و مادر مهربونش از همین ابتدا و حتی قبل از تولدش تلاش بی وقفه ای دارن می کنن که کارن کوچولوی ما روزی مرد بزرگی بشه

امیدوارم همیشه سالم و سر حال در کنار حمید و عاصفه عزیز از زندگی لذت ببره و باعث لذت بردن پدر و مادرش از زندگی بشه همینطور که تا الان شده

کارن کوچولو و بابای مهربونش

من و داداش کارنم

 


۲- انتخابات

امروز همایش بزرگ بزرگداشت ۲ خرداد ۷۶ در سالن ۱۲ هزار نفری آزادی برگزار خواهد شد

روزی که هم و سن سال های ما ساختنش

روزی که باید هزاران دیگر پر شور و شعورتر از اون رو باید بسازیم

روزی که به یادمون انداخت هنوز ما تصمیم گیرنده ایم

روزی که . . . .

ایران امروز و هر روز به همبستگی من و تو نیازمنده

ایران را من و تو باید ایران بکنیم

و الا آن می شود که اقتدارگرایان امروز کرده اند


 

به امید پیروزی

شاد باشید و آزاد

 

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در شنبه 2 خرداد1388  |
 جدول پخش برنامه های انتخاباتی کاندیدا ها
 

فقط ۲۱ روز تا تعیین سرنوشت ایران باقیست

 


دوم خرداد ۸۸ رو فراموش نکنید

همایشی به یادبود دوم خرداد ۷۶

روزی که خیلی هامون فراموش نخواهیم کرد

هم اکنون ایران نیازمند یاری سبز ماست

وعده ما ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی


جدول پخش برنامه های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم

 

راستی توجه بکنید که برنامه ها با برنامه ۳۰ دقیقه با دوربین مهندس موسوی در تاریخ ۱/۳/۸۸ از شبکه ۱ در ساعت ۲۱:۴۵ شروع

و با برنامه گفتگوی ویژه خبری مهندس موسوی در تاریخ ۱۹/۳/۸۸ در ساعت ۲۳:۳۰ به اتمام می رسه

خدا رو شاکرم که تا این لحظه خوب هوای مهندس ما رو داشته

 

به امید پیروزی

شاد باشید و آزاد

|+| نوشته شده توسط محسن صائمی در جمعه 1 خرداد1388  |
 
 
بالا